اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد ...
اگرپسري بر ضد دخترها حرفي زد بدونيد ازهمه بيشتر دنبال دخترهاست و براشون له له ميزنه!! حکايتش حکايت همون گربه هست که دستش به گوشت نميرسيد مي گفت پيف پيف بو مي ده! تا حالا ... ادامه مطلب
اعتماد به نفس كاذب در پسران!!
يک بيماري مسري در پسران است. اگر برادر و يا دوستپسر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند. پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او ... ادامه مطلب
کارايي که پسراي ايروني عمرا نتونن انجام ندن!
با داشتن هيکلي ضايع تي شرت تنگ نپوشن!!! ـ از کلاس پنجم دبستان سه تيغه نکنن و after shave نزنن!!!! ـ جلوي مدرسه دخترانه نايستن و سيگار چاق نکنن!!!!!!! ـ با ديدن يک فروند دختر جو زده نشده و تيکه جواتي بار نکنن!!!!! ـ پس از ورود به دبيرستان سيگاري ... ادامه مطلب
آموزش پسر بازي
استغفرا... مگه ننه آخر زمون شده که دخترها برن پسربازي. از من به دخترها نصيحت شما پسرها که اومدن سراغتون دختربازي کنن خودتونو براشون لوس نکنيد و شما هم بازي کنيد. اين ميشه پسربازي. ولي از اين که بگذريم واقعا به نطر من دخترها خيلي به آموزش در اين زمينه ... ادامه مطلب
بهانههاي پسران
پسرانه ده تا از بهترين بهانههاي دوست پسرها براي خلاص شدن از دست دوست دخترها و معني واقعي اونها! 1- تو براي من مثل خواهر ميموني! (يعني:خيلي زشتي!) 2- فاصله سنيمون کمي زياده. (يعني:خيلي زشتي!) 3- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعني:خيلي زشتي!) 4- من الان توي موقعيت بدي از زندگيم هستم. (يعني:خيلي ... ادامه مطلب
هدف آقا پسرا جلب رضايت شما دختر خانمهاست
داري؟هدف آقا پسرا جلب رضايت شما دختر خانمهاست اين شعارو سرلوحه کارش قرار مي ده و مي ره بوتيک يه جعبه لوازم آرايش مي گيره صد و سي تومن . بار اول دوم چون بلد نيست زير ابرو برداره زير و بالا رو با هم برمي داره و اصلا ابرو نمي ... ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 21:13 توسط پریا
|


+
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 20:49 توسط پریا
|


+
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 20:49 توسط پریا
|

سلاممممممممممممم
بعد یه هفته بازم اومدم
میفهمم خیلی خوشحالید از اومدنم الان در پوسته
خودتون نمیگنجید اره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا شوخی می کنم من انقدر ها هم مغرور نیستم ولی
خیلی دوستون دارم .
ولی گله ازتون دارم از دستتون دلخور شدم ![]()
![]()
باز قدیما بهتر بودید نظراتونم بیشتر بود اگه این جوری ادامه بدید دلمو میشکونیدا ![]()
اخه دلتون میاد انقدر کم نظر بدید دلتون میاد دله منو بشکونید
بابا ما با این نظراتون زنده ایم
بیشتر از اینا نظر بدیددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد
بازم میگم بیشتر از ایناااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
وای خسته شدم بابا انقدر حرف زدمممممممممممم ![]()
![]()
خیله خوب بگذریم براتون یه عکس گذاشتم به دیدنش می ارزه

+
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 20:39 توسط پریا
|

اون كسي كه به ما نظر دادي و اسمه خودتو بوسه ي نسيم نوشتي خيلي خيلي لطف كردي كه به ما سر زدي و نظر دادي ولي يه چيزي رو بايد بهت بگم .بهار جون ما شريك داره و همه ي اين تحقيقاتو تنهايي انجام نميده چون شريكش منم .و ديگه نياز به شريك نداريم.فكر كنم جوابتونو گرفته باشيد.
وجواب پريا جونمون كه گفته بود چند سالتونه .......... من و بهار جونم ۱۹ سالمونه. در ضمن ما هم خيلي تو رو دوست داريم![]()
خب نيگه من بايد برم .ولي توروخدا نظر نداده خارج نشيد. MER30 . .
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 0:2 توسط پریا
|

چرا درس نميخوني كله پوك؟
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 22:20 توسط پریا
|

انواع بله گفتن عروس خانم ها عروس لوس: بع..........له... (عروسهاي لوس رو بايد فقط سپرد به داماد و ..........) عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو كوچيكه، نوه خاله عمه شكوه، اشكان كوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميكنه به اجازه گرفتن ... !) عروس خارج رفته: " با پرميشن از گريت ترهاي فاميل ... آو يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه) عروس خجالتي: اوهوم عروس پاچه ورماليده: به كوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فك و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود كيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پك و ... آري ميپذيرم كه به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش عروس داش مشتي: با اجزه بروبچس مُجلي نيست من كه پايه ام ... (با عرض تشكر از داش اسي عزيز) عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحكيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم (دلم به حال داماد مفلوكِ خاك بر سر ميسوزه كه احتمالا توي حجله عروس خانوم يه دور براش مفاتيح رو ختم ميكنه تا بعد ... استغفر ا...) عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال ميپرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن كه بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه كه هست ميخواي بخواه نميخواي هم ... لقت)
عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميكنه.)
( وضعيت داماد كاملا قابل پيش بيني است)
( تو كه مادر منو **** اين ستاره ها يه حرف بدي بود كه داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش كرديم)
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 22:18 توسط پریا
|

صغرا خانم فداكار
سرپرست وزارت آموزش و پرورش ميگويد كتاب درسي دختران و پسران بايد جدا بشود. البته اينكه چرا خداوند بزرگوار براي دختران و پسران و مردان و زنان يك كتاب فرستاده از اسرار است و اسرار الهي را نه سرپرست وزارت آموزش و پرورش ميداند و نه دختران و پسران.
احتمالاً در كتاب درسي دختران داستان دهقان فداكار اينگونه خواهد شد:
...صغرا خانم فداكار خيلي ناراحت شد اول خواست پيراهنش را در بياورد ببندد به چوبدستي و آتشش بزند. بعد يادش آمد لخت ميشود و اگر چشم مسافران نامحرم به او بيفتد خدا او را با چوبدستياش در آتش جهنم مياندازد. بعد خواست چادرش را استفاده كند ياد موهايش افتاد. سپس متوجه شد لازم نيست مثل مردها به هر بهانهاي لخت بشود، او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ريخت روي چوبدستي و چوبدستياش را آتش زد و چون دويدن براي زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار رفت اما دير شده بود و قطار با سنگها برخورد كرد و همهي مسافران شهيد شدند. انا لله و انا اليه راجعون.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 22:7 توسط پریا
|







+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 22:4 توسط پریا
|

نگاهي به آزمايش كه انداختم ديدم با تيتر بالا مثبت است. بنابراين گفتم: مثبته. و چون تحير آقا را ديدم گفتم: يعني خانم حامله است. ديدم خجالتزده سرش را زير انداخت و رفت. گفتم خوب خجالتي است ديگر و مشغول ويزيت يك بيمار ديگر شدم. چند دقيقه بعد ديدم دوباره آرام آمد. با خودم گفتم حتما حاملگي ناخواسته بوده و استرس آقا به اين خاطر است. آقا گفت: آخه ميخوام بدونم مشكلش چيه. اينجا بود كه فورا متوجه غيرعادي بودن قضايا شدم، ممكن بود آزمايش براي يك خانم ازدواجنكرده باشد. پرسيدم كه اسم بيمار چيست ولي متوجه شدم برگه آزمايش را اشتباه دستش دادهاند. او ميخواست بداند چربي و قتند مادر 60 سالهاش چطور است! شانس با من بود كه مراجعهكننده خجول و بافرهنگي داشتم! از آن موقع هر وقت برگه آزمايشي را دستم ميدهند، ميپرسم: اسم بيمار شما اينه؟ چند سالشه؟ حالا آزمايش هر چه ميخواهد باشد!
يك مرد 30 ساله به اتاق معاينه آمد و آرام برگه آزمايشي را روي ميز گذاشت. نگاهي به ورقه انداختم، ديدم تست بارداري (B-hcg) است. اينطور مواقع خيلي از آقايان موقع نشان دادن ورقه آزمايش همسرشان هم هيجانزده هستند و هم كمي تا قسمتي خجالت ميكشند. اگر اتفاقا كس ديگري در اتاق معاينه باشد، معمولا خيلي آرام به مراجعهكننده مي گويم : «مثبته» يا «منفيه» و اگر ديدم متوجه منظورم نشده، روشن ميگويم خانم باردار است يا نيست.
گفتم: اين كه فقط يه تست بارداريه، اگه خانم مشكل خاصي داره بره پيش يك پزشك زنان، ويزيت بشه.
گفت: نه دكتر، باردار چيه.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 21:53 توسط پریا
|

+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 21:41 توسط پریا
|

سبيل:
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد.
اسامي مستعار:
اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 21:39 توسط پریا
|

برنامه هفتگی خانم های ایرانی - همش آشپزی آخه؟ شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم ''فال قهوه روسی یخ زده'' بگیریم.میگن خیلی جالبه, همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته ''شوهرت واست یه انگشتر میخره'' خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
یکشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم ''کلاسهای روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس ''ثبت نام کنیم هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره, تا برگردم دیر شده,سر راه یه چیزی بگیر بیار!
دوشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی ''ظروف عتیقه''.میگن خیلی جالبه.ممکنه طول بکشه.سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!
سه شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که میخواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم.تو که میدونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند!ممکنه طول بکشه.سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
چهارشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس ''بدنسازی'' و ''آموزش ترومپت'' ثبت نام کنیم.همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله.سر راه یه چیزی بگیر بیار!
پنج شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده.میخوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم.من واقعاً از این زندگی ''خسته '' شدم!چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
جمعه:
مرد:عزیزم امروز چی ناهار داریم؟
زن:ببینم تو واقعاً ''خجالت'' نمیکشی؟یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟واقعاً نمیدونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت!نه واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!؟!؟
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 21:37 توسط پریا
|





+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 21:24 توسط پریا
|


یه بوس میدی عزیزم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 21:21 توسط پریا
|
